سفرنامه


سفر به خرمشهر و افتتاح مدرسه ایران من 2 
اما اینبار 33 سال پس از آزاد سازی خرمشهر، بسیار متفاوت و با قصد و هدف دیگری دوباره به این شهر باز گشتیم:" افتتاح مدرسه ایران من2 " در روستای حفّار شرقی همزمان با سالروز آزاد سازی خرمشهر.

مجموعه مدارس "ایران من" توسط تعدادی از جوانان کار آفرین اتاق بازرگانی ایران در حال ساخت می باشد. اولین مجموعه از این مدرسه پاییز 93، در استان لرستان افتتاح گشته و در حال حاضر 8 مدرسه در حال ساخت و نزدیک به بهره برداری می باشد.

این گروه با اعتقاد به بهره وری و ارزشمند بودن سرمایه گذاری در آموزش به خصوص در دوره ابتدایی در جهت بالندگی و توسعه کشور، تاسیس شبکه مدارس ابتدایی "ایران من" را در همه مناطق محروم و مرزی کشور هدف قرار داده است. مناطقی از کشور که به دلیل دور بودن از مرکز و برخی مباحث قومی و سیاسی کمتر به آنها توجه شده است و از امکانات آموزشی، بهداشتی و فرهنگی خوبی برخوردار نیستند.

پویش مدرسه سازی ایران من در نظر دارد با کمک کارآفرینان و فعالان اقتصادی کشور 100 پروژه مدرسه‌سازی به همین نام را در مناطق دور افتاده کشور پایه ریزی کند. در این مسیر، موسسه خیریه" مهر گیتی "به عنوان مجری، جوانان کار آفرین اتاق بازرگانی را همراهی می نماید.

همراه با تعدادی از کارآفرینان اتاق بازرگانی و اعضای موسسه مهر گیتی با پرواز صبح از تهران راهی اهواز می شویم. در فرودگاه تعدادی از اعضای هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی اهواز به استقبال ما آمدند و پس از گپ و گفتی کوتاه در اتاق بازرگانی اهواز و بازدید از ساختمان جدید اتاق بازرگانی اهواز که در حال ساخت می باشد، راهی روستای حفّار شرقی از توابع خرمشهر می‌شویم. هر چه به سمت خرمشهر می‌رویم تراکم ریزگردها بیشتر و بیشتر می‌شود. باد گرم و هوای شرجی فرصت آسوده نفس کشیدن را از آدم می‌گیرد. نرسیده به روستای حفّار، روبروی کشتی سازی، از اتاق بازرگانی خرمشهر و آبادان نیز به استقبالمان آمدند و برای افتتاح مدرسه همراهی‌مان کردند.

تعدادی از جوانان داوطلب موسسه مهر گیتی از چند روز قبل در روستا مستقر و علاوه بر برگزاری کلاسها و کارگاهایمشارکتی با دانش آموزان، مقدمات افتتاحیه را آماده کرده بودند. روستای حفار شرقی که نزد مردم محلی " نیز سوره" نام دارد، در بخش مرکزی شهرستان خرمشهر و در فاصله ای حدود 6 کیلومری خرمشهر در دهستان حومه شرقی واقع شده است. مثل بقیه جاهای خوزستان آب و هوای گرم وخشک دارد و در کنار راه خرمشهر به شلمچه به طرف مرز ایران و عراق واقع شده‌است.

یکی از مردم محلی می گوید این روستا قبل از جنگ، روستایی آباد و وسیع با باغهایی سرسبز بود که در هنگام جنگ ویران و تقریبا خالی از سکنه می شود. با تمام شدن جنگ برخی از اهالی با امید ساخت و کاشت به روستایشان بر می گردند و خانه هایشان را بازسازی می کنند. این روستا در حال حاضر نزدیک به دو هزار نفر جمعیت دارد.

حوالی ظهر به مدرسه رسیدیم. بزرگی مدرسه از دور خودنمایی می کرد. ساختمان آجری دو طبقه در محوطه بزرگی که دورتادورش خالی بود. مدرسه با فاصله از روستا جای داشت. کودکان مدرسه در صفهای منظمی به استقبالمان آمدند و خوشامدگوییکردند. تعدادی از اهالی نیز در اطراف مدرسه جمع شده بودند تا بازگشایی دوباره مدرسه شان را که سالها منتظرش بودند به چشم خود ببیند تا شاید آینده امیدوارانه تری را حداقل برای کودکانشان تصور کنند.

آیین افتتاح با بریدن روبان توسط دکتر پدرام سلطانی، نائب رئیس اتاق بازرگانی ایران آغاز می شود. پس از ورود به داخل ساختمان مدرسه، یکی از مسئولان سازمان نوسازی مدارس خوزستان در خصوص چگونگی ساخت مدرسه توضیحاتی را ارائه می دهد:

"مدرسه ایران من دو ، بر زمینی بالغ بر 2000 متر مربع بنا شده است و با زیربنای آموزشی 645 متر دارای 5 کلاس درس و سالن ورزشی می باشد. این مدرسه با مشارک جوانان کارآفرین اتاق بازرگانی و از محل اعتبارات ملی با هزینه ای بالغ بر 580 میلیون تومان به بهره برداری رسید."

با همراهی مسئولین سازمان نوسازی مدارس، اتاق بازرگانی خرمشهر، آبادان و اهواز و تعدادی از مسئولین شهری خرمشهر  بازدید از کلاسها و محوطه مدرسه صورت می گیرد.  

 در ادامه برنامه به داخل یکی از کلاسهای درس می رویم که دانش آموزان از تمام مقاطع تحصیلی کنار هم نشسته اند. با ورود ما سرود "ای ایران سر "می دهند. شور و شعف نشستن بر روی صندلی و میزهای نو در وجودشان حس می شود.

دکتر سلطانی چند کلامی برایشان حرف می زند. از اینکه خرمشهر منتظر دستای پرتوان آنهاست تا با یادگیری علم و دانش، فردای شهرشان را روشن تر از دیروز و امروز ترسیم کنند. برای دانش آموزان توضیح می دهد نام این مدارس "ایران من" گذاشته شده با این امید که فرزندان عزیز این کشور که در این مدارس تحصیل می‌کنند حس دوست داشتن وطن در آنها روز به روز بیشتر شود و بدانند کسانی که این مدارس را برای آنها ساخته‌اند شوق و تلاششان برای این است که کشور خویش"ایران" را آباد کنند و آنرا به دست دانش آموزانی بسپارند که در این مدارس تحصیل می‌کنند.

بعضی از کودکان پر جنب و جوش و پرهیجان اند و برخی آرام و خیره، تنها تماشا می‌کنند. آفتاب سوزان خرمشهر پوست نازك و لطیفه شان را زبر و كلفتكرده. این کودکان بیشترشان پس از آخرین دیدار من از خرمشهر (10 سال پیش) به دنیا آمدند و سهمی از جنگ نداشتند. اما با گذشت سی و اندی هنوز سنگینی بار جنگ را بر دوش کوچکشان حس می کنی. فاصله این کودکان تا جنگ بسیار کوتاه است. این را از مهمات جنگی و مینهایی که همین اواخر این کودکان در کنار رودخانه نزدیک مدرسه پیدا کردند و بی توجه به خطرات آن، از سر بازیگوشی و شیطنت با دست های کوچکشان به مدرسه می اورند، می توان فهمید.

این را از درختی که کمی دورتر از مدرسه، نزدیک به رود بهمنشیر، با گلوله آرپی چی در تنه اش، در میانه خرابه های جنگ جا خوش کرده و کودکان سراغش را به من برای تماشا می دهد، می‌توان فهمید که چقدر جنگ همچنان در تارو پود زندگی مردمان این منطقه رسوخ کرده و چون همین گلوله خیال بیرون آمدن ندارد.بعد از بازدید از کلاسهای مدرسه، با همراهی کودکان به سمت سالن ورزشی که در گوشه راست حیاط جای داشت رفتیم. با باز شدن میزهای پینگپونگ جنب و جوش و هیجان در کودکان بالا رفت. هر کسی توپ و یا راکتی برداشت و مشغول شد. مسابقه کوچک و پرهیجانی نیز مابین بچه های مدرسه و کارافرینان اتاق بازرگانی صورت گرفت.

در بیرون سالن ورزشی تعدادی دانش آموز که بزرگتر هستند دور هم جمع شدند و مشغول تمرین رقص "یزله" هستند. با خارج شدن ما از سالن، با اشاره مدیر مدرسه یکی از پسران سیه چهره شروع می‌کنند به یزله خوانی.

یزله رقص آیینی اعراب است که از قدیم در مجالس بزم برگزار می‌شد. در این رقص افراد دایره ای تشکیل می دهند. یک نفر در مرکز دایره شروع می‌کند به خواندن اشعار موزون حماسی و اساطیری و با بیشتر شدن ریتم شعر، بقیه افراد همراه با ضرب آهنگ به پایکوبی و حرکات موزون می پردازند. با حفظ نظام دایره وار خود، پیوسته این حرکت را چندین مرتبه تکرار می‌کنند.

برنامه با رقص و پایکوبی کودکان پایان می‌گیرد و ما سوار بر ماشین ها به سمت شهر خرمشهر می‌رویم.

 خرمشهر امیدوار به آبادانی

خرمشهر به واسطه قرارگرفتن در مجاورت خلیج فارس و کشور عراق، از اهمیت استراتژیک اقتصادی، تجاری و سیاسی ویژه‌ای برخوردار است. همچنین از آنجا که این شهر در محل تلاقی رودخانه‌هایاروندرود و کارون و در ناحیه‌ایباتلاقی و پست در دلتای رودخانه اروندرود قرار گرفته، خاک بسیار حاصلخیزی جهت کشاورزی دارد.

چهره شهر به واسطه ماشین های لوکسی که به برکت منطقه آزاد اروند اجازه رفت و آمد دارند و چند ساختمان لوکس و چند طبقه رنگ و لعابی دیگر گرفته است. از جاده جدید التاسیس ساحلی به سمت اتاق بازرگانی خرمشهر می‌رویم. این ساختمان شیک دقیقا مشرف به کارون قرارگرفته است. در سالن ورودی اتاق بازرگانی عکسهایی از گذشته نزدیک خرمشهر به دیوارها آویخته شده. از خرمشهر قبل انقلاب و پیش از جنگ؛ نخلستانهای سرسبز و از رنگارنگی زندگی شبانه کارون، از شور و نشاط تیم شاهین خرمشهر و رونق کشتی ها و لنج های آن....

عکسها نشان از روزگار نشاط و سرزندگی اجتماعی خرمشهری دارد که حالا سالهاست می گویند در لاک خود فرو رفته است.

پنجره های وسیع اتاق بازرگانی خرمشهر رو به سوی اروند باز می شود و از سویی دیگر پنجره های کوچک پشتشی ساختمان، به سوی خرابی ها و تلی از خاک در محوطه وسیعی بسته شده است. در اتاق بازرگانی، فعالان اقتصادی خرمشهر از آینده پیش رو شهر و فرصتهای پنهان و بالقوه شهر می‌گویند. از رشد ترانزیت و حمل و نقل طی ماههای اخیر، همچنین از  مسائل و مشکلات پیش رو. از فرصت هایی که به واسطه منطقه آزاد اروند امکان بروز پیدا کرده و البته چالشهایی که با آن روبرو هستند. فعالان اقتصادی اتاق بازرگانی امیدوارند با ایجاد بسترهای لازم، شرایط  جذب نیروی کار محلی و بومی در این منطقه بیش از پیش بوجود آید و شاهد تغییرات واقعی و مثبت در شهر و زندگی مردم خرمشهر شود.

منطقه آزاد اروند به وسعت ١٧٢٠٠ هکتار در جنوب غربی استان خوزستان بین دو شهر آبادان و خرمشهر واقع شده است. محدوده پیشنهادی منطقه آزاد اروند متشکل از سه زون گردشگری، صنعتی و ترانزیت می باشد. طرح ایجاد منطقه ویژه اقتصادی خوزستان در سال 75به تصویب رسید. پس از آن با توجه به ویژگیهای خاص این منطقه در سال ١٣٨٢ به منطقه آزاد تبدیل شد و پس از ده سال، در اواخر سال 93 عملا آغاز به کار کرد. در منطقه آزاد اروند امکان ترانزیت کالا از کشورهای مختلف از جمله کشورهای حوزه خلیج فارس و شرق آسیا به عراق و کشورهای حوزه قفقاز در این منطقه وجود دارد. از آنجایی که بازار کشور عراق در حال حاضر نیازمند واردات کلان از منطقه می‌باشد و با توجه به همجواری با منطقه آزاد اروند و امکانات ترانزیتی، این منطقه می‌تواند به عنوان یکی از بهترین گزینه‌ها در ترانزیت کالا به کشورهای حوزه خلیج فارس و حوزه قفقاز باشد.(برگرفته از سایت آفتاب)

با آغاز به کار منطقه آزاد اروند امید ها و بیم های تازه ای در شهر جان گرفته است. بسیاری از مردم خرمشهر چشم انتظار گشایشی برای زندگی و کارشان هستند. برخی از رونق گرفتن کسب و کار و سرمایه گذاری های کلان و آمدن شرکت های خارجی و مسافر به شهرهای آبادان و خرمشهر می گویند، برخی دیگر نگران بالارفتن هزینه های زندگی مردم محروم در خرمشهر و آبادان هستند و از قدرت گرفتن سازوکارهای دولت هراس دارند. اما این امید وجود دارد که منطقه آزاد اروند، با سرمایه گذاری و همکاری بخش خصوصی، عملکرد واقعی‌اش که سکوی صادرات و تولید است را ایفا نماید و با همراهی و همدلی دولت ، بخش خصوصی و مردم، باعث رونق و آبادانی شهر و شکوفایی اجتماعی شود.

برگشتمان به تهران با پرواز ساعت پنج و نیم عصر است. دوستان خرمشهری تا فرودگاه بدرقه مان می‌کنند و به شهر بر می‌گردند و ما به تهران ...

با امید به بازگشایی مدارس ایران من و تسهیل شرایط تحصیلی برای همه فرزندان ایران زمین و شادی همه کودکان سرزمینمان

یک همسفر-خرداد 94

تاریخ درج: 1394/03/03